الشيخ أبو الفتوح الرازي

62

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اين . كوفيان خواندند : خلقناك ، بر جمع على سبيل التّعظيم . * ( وَلَمْ تَكُ شَيْئاً ) * ، اى موجودا ، و تو شىء نبودى ، يعنى موجود نبودى ، و « شىء » ، اسم ( 1 ) است بر موجود و معدوم مشتمل ، اين جا به قرينه * ( خَلَقْتُكَ ) * حمل بايد كردن بر موجود دون معدوم ، كأنّه قال : و قد او جدتك من قبل ، اى من قبل هذا و لم تك موجودا . * ( قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ) * ، زكريّا گفت : بار خدايا ! مرا آيتى و علامتى كن . خداى تعالى گفت : آيت و علامت و دلالت تو آن است كه ، تو با مردمان نتوانى گفتن سه روز بى آفتى و خرسى كه در زبانت باشد ، و ذلك قوله : * ( سَوِيًّا ) * ، اى صحيحا سليما من غير آفة ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و مجاهد ، و نصب او بر حال بود فى قوله : * ( أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ) * ، يعنى و انت سوى سليم ( 2 ) . مردم بر عادت بر در مسجد منتظر بودند تا او در بگشايد و نماز كنند با او . او در بگشاد و از ره ( 3 ) محراب بيرون آمد ، * ( فَأَوْحى إِلَيْهِمْ ) * ، اشارت كرد با ايشان كه تسبيح كنى بامداد و شبانگاه ، يعنى نماز كنى ، و السّبحة الصّلوة . * ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ ) * ، گفتيم يا يحيى كتاب هست ( 4 ) و آن ، آن است ففعل ( 5 ) ذلك و آتيناه يحيى ، و قلنا له : * ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ ) * ، گفتيم : يا يحيى ! كتابها گير به قوّتى كه ما داديم تو را ، و قيل : بجدّ و اجتهاد . * ( وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا ) * ، و ما او را حكمت داديم و او كودك بود . و نصب « صبيّا » بر حال است از مفعول ، و قيل : آتيناه الفهم ، و قيل : النّبوة . و نزديك ما نشايد ( 6 ) كه در حال صبى خداى تعالى پيغامبرى دهد كسى را براى آن كه اين به كمال عقل تعلَّق ندارد ، و روا بود كه خداى تعالى در حقّ پيغامبران به معجز خرق عادت كند يحيى را و عيسى را از ( 7 ) حال كودكى پيغامبرى دهد ( 8 ) ، خرق عادت در حقّ پيغامبران بديع نيست . و روايت كرده‌اند كه ، كودكان يحيى را گفتند : بيا تا بازى كنيم ( 9 ) ، گفت : ما

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : اسمى . ( 2 ) . آج ، لب ، آز ، مش : سليم سوى . ( 3 ) . آب ، آط ، آز : رده ، مش : پرده . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بقوّة ، در كلام محذوفى هست . ( 5 ) . آج ، لب : كه فعل . ( 6 ) . آب ، آز ، مش : شايد ، آج ، لب : باشد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : در . ( 8 ) . آب ، آط ، آج ، لب ، آز چه ، مش كه . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها او .